گفته های شیرین
پسر گل مامانی ، چند وقته که تقریبا شروع به حرف زدن کرده و یه چیزایی میگه ، البته ناگفته نماند که تمام خواسته هاشو با ایما و اشاره میرسونه و ماهم تقریبا همه رو انجام میدیم ...
عشقم تمام اعضای بدنشو میشناسه و وقتی که ازش میپرسم همه رو بهم نشون میده ( دست ها - پا ها - گوش ها - مو ها - چشم ها - شکم - لبات - سر و ... )
حالا کلماتی رو که میتونه تلفظ کنه رو مینویسم تا در آینده های نه چندان دور بخونه و لذت ببره ...
ماما : مامان
بابا : بابا
آبه : آب
دادا : داداش ( منظور پسر عموهان )
دد ( با فتحه ) : دختر خاله رو اینجوری صدا میزنه
آن آن :ماشین
ام ( با فتحه ) : شیر
به به : غذا
تیب : سیب
توف : توپ
اببر : الله و اکبر
الو : الو
توود : تولد
چیه : منظور بله گفتنه
دوش :( اینو منم نمیدونم ، اگه فهمیدم حتما بهتون میگم )
عبا : عباس
تاب تاب عبب : تاب تاب عباسی
آبیین : آفرین
سلا : سلام
ددر : بیرون
پفیلا ، پفک ، تخمه هندونه ، رنگارنگ ، ویفر ، سیب زمینی سرخ شده ، آبمیوه ، شکلات ، بستنی ومتاسفانه نوشابه و ... رو هم بخوبی میشناسه و کاملا تشخیص میده که بنده بسیار بسیار خوشحالم
راستی داشت یادم میرفت عاشق حمام کردنه و تا بهش میگم بریم حمام ، میره در حمام می ایسته و میخواد لباساشو در بیاره ....
و
عشق کنترل ها و موبایل هاست ، که تا یکیشونو گیر میاره فاتحش خوندست
کنترل منزل و موبایل بنده از اجساد میباشند ...
قربون همه ی خرابکاریهات نفسسسسسسسم
پسرم علاوه بر خرابکاری ، کارهای پسندیده ای میکنه که شامل نماز خوندن میشه و تا صدای نماز خوندن یا اذان رو میشونه ویا مهری میبینه ، در هر کجای این کره خاکی باشه به سجده میره و خدا رو شکر میکنه ...
الهی مامان مریم فدای لحظه به لحظه زندگیت بشه
هر روز که میگذره ، کاراش مردونه تر میشه و عاقلانه تر رفتار میکنه که فقط میتونم بگم :
خدایا شکرت


گفته های شیرین
